خرید بک لینک
"در مقابل این "عقل" چیست؟ هیدگر می گوید "تفکر"".در ادامه جلسه مرحوم فردید برای توضیح این عبارت، ما را به کتابی از هیدگر ارجاع می دهد، اما قبل از معرفی کتاب چنین می گوید:" ...باز عین همان عبارت را در اینجا تکرار می کنم، برای اینکه خود شما فکر کنید در مقابل حوالت تاریخی امروزِ نسبت میان خادم و مخدوم . با این عقل یونانی بگیرید بیائید عقل بوعلی سینای... - {که} خطرش کمتر است - بیائید عقل خود بنیاد جدید تا هگل که کمال پیدا می کند و باید که توجه کرد به این عقل و یا فرق نمی کند ضدش که عبارت است از عقل... واکنش می کند(1) عقل هگل و هگلی راست رو و عقل هگل و هگلی چپ رو، این عقل... هیدگر دست رد به سینه هر دو این عقل می زند."و بعد:"یک کتابی دارد، بعد از جنگ – گفتم، تو نوار هست - بعد از اینکه بازنشسته می شود، یکسال درس می دهد... اول یک مقاله ای در یکی از مجلات منتشر می کند و این مقاله را من در اروپا بودم، این مجله را یک نفر برای من فرستاد، در آن موقع من پاریس بودم، از آلمان برایم فرستادش و من این مقاله اش را آن موقع خواندم. بعدش هیدگر رفت در دانشگاه فرایبورگ و یکسال درس داد، عنوان درسش... بعد از بازنشستگی است، بعد از این درس هم دیگر خب رفت خانه... خانه نشین که نشد، کارش را می کرد، در خانه اش خیلی رفت و آمد داشت، دیگر معلوم است، درآنجائی که در کلبه معروفش که هیدگر دارد در جنگل سیاه، در جنگل آلمان. این کتاب اسمش ? Was heißt Denken"در سال های اخیر تا آنجا که نگارنده متوجه شده است دو ترجمه از این کتاب هیدگر منتشر شده است. یکی با عنوان "چه باشد انچه خوانندش تفکر" با ترجمه سیاوش جمادی و دیگری با عنوان "معنای تفکر چیست؟" با ترجمه فرهاد سلمانیان. اما استاد فردید این ترجمه ها برای عنوان کتاب را درس

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 14:00

تا اینجای جلسه استاد فقید سید احمد فردید طی 75 دقیقه که بخش عمده مطالب آن در پنج مطلب پی در پی قبلی مندرج در این وبلاگ تحریر شد (1) کوشیده است در فردای حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی و یارانش در 7 تیر 1360 ، خودآگاهانه به مساله جبهه بندی های سیاسی ایران آن روزگار بپردازد و همانطور که ملاحظه نموده اید، مطالب از نظم و انسجام بالنسبه خوبی هم – صرفنظر از اینکه هرکس چه درکی از مطالب می تواند داشته باشد – برخوردار بوده است.در این مقطع از سخنان استاد، پس از آنکه که نام "پوپر" آورده می شود یکی از حضار دستش را بلند می کند(2):استاد: بله؟سوال کننده شروع می کند به حرف زدن و هم زمان استاد - جسارتا با لحنی شیطنت آمیز! - می گوید:"حالا چه می خواهی بکنی؟ می خواهی دفاع از پوپر بکنی از من سوال می کنی؟ چون یک دفعه تا وقتی رسید به یک پیغمبران زمانه دستشان را بلند می کنند! اگر می خواهی یک چیزی سوال بکنی وقتش جداست، خب... سوال کننده: ببینید، معمولا پوپر را مقایسه می کنند با مارکوزه...بله؟ با کی ؟ سوال کننده: با مارکوزه خودشان هر دو را می خورند، هر دو جاهلند، خودشان را می خورند،(3) پوپر را تو مملکت ما نفهمیدند ...سوال کننده: کدام نقششان بیشتر است... (4) کدام؟ هر دو را عرض می کنم، این بازی هائی است در می آورند عقل و روح ندانسته حفظ بشود، یهودی و صهیونی تو آنهم هست و لی تو مارکوزه تو بحران است یهودیت، در مارکوزه یهودیت و ماسونیت در بحران است. در آن {پوپر} دودستی چسبیده است، فرق نمی کنند، حالا آسان می شود [...] کرد. ای آقا مارکوزه هم هستش تو جریانات، من امروز می خواستم بیان کنم، بیطرفانه ها! می خواستم بگویم جریان های فلسفه جدید، گفتم جریان ها... آنها همه شان بیشتر از ما و

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 14:00

صفحه بندی